IranSculpture.ir
تحقیقی - خبری - پژوهشی جامع ترین سایت تخصصی هنر مجسمه سازی ایران
بازگشت مجسمه سازان خارجی
ژیوسپه پنون

ژیوسپه پنون

پیکرتراشی نشانه زمان
مترجم: ساسان هوشنگی

اگر رسمیت یک کارگاه پیکرتراشی در ابعاد وسیع آن باشد، همچنین در میزهای کارگاهی طویل و دست و پاگیر، در تکه‌های بزرگ مرمر نتراشیده، در مجموعه‌ای از ابزارآلات و جرثقیل سقفی متحرک که شرایط جابه‌جایی، بارهای سنگین را به راحتی فراهم می‌کند، پس در کارگاه او هیچ شکی جایز نیست. با این همه این انبار وسیع که از شهر تورن (turin) چندان هم دور نیست و ارتفاع آن با چهار طبقه برابری می‌کند، باز در مقابل دو تنه درخت غول‌پیکری که در میانه کارگاه خوابیده‌اند و توجه ما را به خود جلب می‌کنند، بسیار حقیر به نظر می‌رسد. ژیوسپه پنون Giuseppe Penone با خنده جلو می‌آید و می‌پرسد: «آن‌ها را شناختید؟» به نگاه پرسشگر ما، با یک اشاره پاسخ می‌دهد. او شماره‌ای را نشان می‌دهد که در پایین نوشته شده، چند لحظه صبر می‌کند و سپس راز آن‌ها را این‌گونه فاش می‌کند: «این‌ها دو درخت سدر صد ساله پارک ورسای هستند که طوفان آن‌ها را انداخته».
این درخت‌ها در یک حراجی خریداری شده و منتظر مانده‌اند تا این مرد که عمیقاً به طبیعت وابسته است با کنده‌کاری تنه آن‌ها سرشت درخت‌گونگی آن‌ها را بازیابد و آشکار سازد.
چگونه می‌توان توصیف کرد اثر شاعری که از بازدم، سوژه یک اثر ادبی را می‌سازد و هنرمندی که گیاهان، سنگ‌ها و کرم‌ها برای اشعاری از شاعری جاویدند که استخوان‌بندی و چهارچوبش اعماق محض زمان را تشکیل می‌دهد؟ بدون تردید غالباً به منظور سهولت یا از روی تنبلی است که مورخین و منتقدین او را دوباره به آرته پورا (Arte Povera) متصل می‌کنند. یعنی جنبش ایتالیایی سال‌های 1960 که از این پس، از دوازده هنرمند پیشگام بین شهرای تورن، میلان و ژن ترکیب یافته، که اسامی آن‌ها عبارتند از: جیووانی آنسلمو، آلیجیه روابوئتی، پیر پائولو گالزولاری، لوسیانو فابرو، جانیس کونلیس، ماریو مرز، ماریسا مرز، ژولیو پا ئولینی، پینو پاسکالی، میشل آنجلو پیستولتو، گیلبرتو زوریو و ژیوسپه پنون.

بازدید از کارگاه: کارگاه چشم‌اندازی از آرته پورا در پایان سال‌های 1960 دارد. ژیوسپه پنون تحقیقات خود را در مورد جوهره و ریشه اصلی عناصر دنبال می‌کند. همچنان که اهمیت سابقه او باعث شده تا مجموع آثارش را وقف مرکز پمپیدو (Pompidoa) نماید. در طبقه دوم کارگاه ژیوسپه پنون آثار «ناخن و شمع‌ها» 1994، و یکی از آثار فوق‌العاده اصیل «رودخانه بودن» 1981، را به تماشا گذارده. در آنجا او سنگی را که از میان سیلابی بیرون زده را شبیه‌سازی می‌کند. «اصطلاح آرته پورا اختراع و ابداعی پرنبوغ (از جنبه انتقادی) از ژرمانو سلان (Germano Celant) بود. که البته انعکاسی از واقعیت نبود. قطعاً در این زمینه یک انرژی و احساسی مشترک وجود داشته و همین‌طور اختلافات بزرگ برای مثال، زمان. ماروی مرز (Mario Merz) حدود بیست سال است پیش‌کسوت من است. ما به آن نسل تعلق نداریم و به خصوص ما همان قالب و ترکیب‌بندی‌ها را نداشته‌ایم. ما از نژاد آن تاریخ نیستیم. پیستولتو (Pistoletto) فرزند یک رفوگر تابلو بوده، آنسلمو (Anselmo) فرزند روستا و من از نسل نیمه روستایی. اگرچه پدرم فروشنده بود. این نشان دهنده تفاوت ما با هنرمندان فرانسه است، که عمدتاً حاصل سرمایه‌داری و بورژوازی هستند. این‌ها ابداع‌کنندگان و مخترعین عقاید پیشرو و آوانگارد هستند. آوانگارد چیزی نیست جز جدال پسر در مقابل پدر. اما نزد ما چنین چیزی وجود ندارد و نتیجتاً آثار ما نیز متفاوت است. و برای درک آن‌ها لزومی به شناخت تاریخ هنر وجود ندارد و نتیجتاً آثار ما نیز متفاوت است. و برای درک آن‌ها لزومی به شناخت تاریخ هنر وجود ندارد و همین ا ختلاف اساسی و بنیادی باعث اتحاد ما شده و ما را به هم پیوند زده است. دلیل دیگری که به خاطر آن تمام هنرمندانی که تحت این نام جمع شده‌اند آن را کمابیش پذیرفته‌اند، هرچند که واقعاً آرته پورا معتبر است، از این واکنش ساده سرچشمه می‌گیرد که اصطلاح آرته‌پورا کارایی داشته و سودمند بوده. در ایتالیا ما هرگز ساختار ترکیب موزه‌ای نداشته‌ایم و نه حتی بازاری که پشتیبان و حامی هنرمندان باشد. تنها ساختاری که برای ما باقی مانده دقیقاً همین آرته پورا است که در طول زمان به ساختاری بسیار قوی تبدیل شده به اندازه‌ای که به شکل یک عقیده درآمده. یادآوری این نکته نیز ضروری است. که هنگام غیبت و فقدان تمامی جنبش‌ها، توصیف و تشریح آرته پورا در نوشته‌های سلان نمودار است. بدون تردید، بایستی آن را با مامور ثبتی مقایسه کرد که به اعلان وضعیت لحظات و زمان و شرح آن‌چه گذشته می‌پردازد و همچنین جمع‌آوری یک‌سری تکنیک‌ها و شیوه‌ها، و این امر که در انتخاب هنرمندان خود اشتباه نکرده چیزی است که موجب غنا بخشیدن به این اصطلاح است. »
پس این‌گونه ارزیابی می‌شود که در زمینه‌های متضاد و ناموزون نیست که پاسخ‌های پنون نمود پیدا می‌کنند و پرسش‌های بعدی مبین این مطلب است. زمان چیست؟ جوهره و ذات اشیا را چگونه بایستی کشف و هویدا کرد؟ چه باید کرد اگر در نظام شگفتی‌های طبیعی به یافتن چهارچوبی از یک هویت جدید احساس نیاز می‌کنیم؟ هنگامی که آدمی نقش باز یک روح میانجی است. میان انسان و تجلی‌های بسیار نامحسوس و نامرئی طبیعت. نمایشگر چه چیزی است؟ تمامی این پرسش‌ها با دشواری در یادداشت‌ها یا به صورتی دقیق‌تر در آثار پنون گنجانیده شده است. برای اثر «رودخانه بودن» (E tre Fleuve) 1981، او ساحلی که از یک رودخانه به وجود آمده را بازسازی می‌کند. «آناتومی‌ها» 1997 ـ 1994، یک‌سری از لوح‌های مرمری سفیدی است که او رگه‌های تیره درون آن‌ها را بیرون آورده و مجموعاً القا کننده شکل ظاهری پوست بدن انسان است. «پوست درخت سدر» (Peau de Cedre) 2003، با پوست درختان و تجمع حجم زیادی از آن‌ها، منظره‌ی ضایعه دیده‌ای را در طبیعت بازسازی می‌کند. قصد تمامی این آثار مشترکاً در جهت منطقی کردن روابط انسان و طبیعت است.
حالت شعری عناصر
اما بدون‌شک این در مقدمه مجموعه‌ای کوچک و مجزا از نوشته‌های اوست که از آن به خوبی می‌توان فهمید تا چه حد پنون قبل از هر چیز شاعر نیست یا تا چه اندازه چیزی که برای او جالب است خلق حال شاعرانه عناصر است.
«کار من در نیمه دوم سال‌های دهه 1960 آغاز شد، دوره‌ای با بازتابی قوی علیه سیستم سیاسی اجتماعی که بی‌تفاوتی و بی‌قیدی را منع می‌کرد. تصمیم برای کار کردن با عناصر طبیعت نتیجه منطقی اندیشه‌ای بود که جامعه مصرفی را رد می‌کرد. و در جستجوی ارتباط مناسب با عناصر و مواد بود. تمنای من برای دشاتن یک ارتباط برابر و متقابل بین خودم و اشیا اصل بنیادی کار من است. انسان تماشاچی یا بازیگر نیست او به سادگی و بدون هیچ پیچیدگی طبیعت است. »
هنگام صحبت درباره‌ این مقدمه، پنون در حال راهنمایی ما به قسمت دوم کارگاهش بود. فضایی که از شیشه و بتون ساخته شده بود سه صفحه بسیار بزرگ آن را تقسیم کرده بود.
«بالاخره پرسش ما در دل سوابق مرکز پمپیدو است. در نه سالن می‌خواهم نشان بدهم چگونه کار من تلاشی است برای بازنمود یک هویت و یک فضای فکری، جارو کردن ناگهانی قراردادها و اطلاعات. بنابراین ارگانیزه و مرتب کردن این سابقه به همان نسبت تاریخی است و دارای مقوله فکری و موضوع. سالن‌های اول در حال و هوای کارهای ابتدایی من باقی مانده‌اند دوره تجربه سال‌های 1968 تا 1970. بیست و یک ساله بودم و هیچ‌گونه زمینه هنری نداشتم. شهر تورن به تنهایی تمامی مشکلات بزرگ اجتماعات ایتالیا را در خود خلاصه کرده بود. ما می‌بایستی موضع خود را در این رابطه مشخص می‌کردیم. من احساس می‌کردم که ابراز عقیده یا حتی پیشنهاد مخالف دادن برعکس نمی‌تواند دارای نتیجه‌ای اصلاحی یا رادیکالی باشد. بنابراین کاری با امکانات خودم و قدرت و توانی که از درک اشیا داشتم شروع کردم. »
به همین ترتیب اولین آثار او فضایی اصلاحی و رادیکالی به خود گرفته بود و در جنگل، مزارع جاهای بسیاری بیرون از حیطه عادی هنر مداخله می‌کرد. «او به رشد ادامه خواهد داد به جز این زمینه» نشانگر یک کپی از دست پنون از جنس برنز است. بر روی یک درخت که با یک تاریخ بر روی تنه آن ثابت شده و در اثر مرور زمان رشد درخت باعث بلعیده شدن اثر گردیده.
موقعی که ما این اثر را از او درخواست کردیم، پنون پاسخ رد داد. «تمامی عناصری که ما می‌شناسیم سیال هستند» این عناصر و مواد، این اشیا به اقتضای درجه حرارت سیال هستند نیروی ثقلی که به آهستگی لوح‌های مرمری پشت دیوار را خم می‌کند نیز به همین دلیل است و می‌تواند در طی چند قرن قطعات شیشه‌ای را نیز تغییر شکل بدهد. جریان زمان هم باعث سیال بودن آن‌ها می‌شود، که با فرسایش خود بر همه چیز نشان و نقش می‌گذارد. رشد درختان هم حرکت و جابجایی است، آن‌ها سیال هستند. مطمئناً این مطلب که ناگهان خود را به پیکرتراشان آویزان می‌کند، جالب نیست»
با اثر «سری درختان» 1960، هنرمند با رداشتن حلقه‌های رشد یک درخت، ترد بودن و شکنندگی نها لی را نشان می‌دهد که درخت در ابتدا بوده. بنابراین او به نوعی با ابهام و تناقضی که در زمان وجود دارد بازی می‌کند. ژست اثر او قابلیتی واقعی را تأیید می‌کند و نوعی شکیبایی که تماشاچی‌اش به شناختی مکاشفه‌گونه دست پیدا می‌کند. و به همان نسبت عکس این قضیه، یعنی به خاطر کندی حرکتی که در رشد و نمو وجود دارد معمولاً باعث شود تا بودن نادیده انگاشته شود.
«برااس نقطه‌نظری قطعی، حقیقتاً می‌توان گفت که من، مثل آن‌چه در رشد یک درخت وجود دارد روی درجات انرژی کار می‌کنم. پس من آن بخش بی‌جنب و جوش هستم، نقطه ثابتی که به تکامل درخت و شکل‌گیری یک تندیس اجازه تجلی و ظهور می‌دهد. بدین‌ترتیب این دیدگاه و نقطه‌نظری مردود است. معمولاً در مقایسه با اشیا آدمی را در جایگاه اکتیو و فعال‌تری قرار می‌دهند. این‌جا برعکس است. آدمی استاتیک است یعنی بدون هیچ‌گونه شکل و تصویر، آویزان، در دنیایی که در حال حرکت است. اگر یکی از وظائف هنر بازخوانی دائمی واقعیت است، تغییر در ادراک و فهم زمان به ما امکان و توان بازبینی و بازآفرینی قراردادهای حقیقی را می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد تا فرم‌های جدیدی را با ارزش‌های جدید در ذهن بیافرینیم. تمامی اشیا زمان را براساس ضرب‌آهنگ فلسفه وجود و بیوژیک از پیدایش خود و از زندگی و حیات خود درک و اندازه‌گیری می‌کنند. ادراک زمانی که یک پروانه، یک گل، یک درخت، یک حیوان، یک انسان، یک سنگ، یک کره، یک رودخانه، یک دریا، یک قاره و یک اتم دارند باعث می‌شود تا تنوع بی‌پایانی از اندیشه از فرم‌های جمیع مخلوقات به وجود بیاورد. » و در آخر، پنون به خاطر فهم بهتر تکه‌های آثارش این مطلب را در اختیار ما گذارد. «بارها می‌شد ایده‌ای در ذهن داشتم و طراحی به من فرصت می‌داد تا قابلیت و توان این ایده را بررسی کنم و با موشکافی آن را خلاصه و ساده کنم. من همچنین از همان ابتدا به طور منظم می‌نوشتم، یک نوع گفتگو. من نوشتن و طراحی را برای کمک به ایده‌هایم به خدمت می‌گیرم. بنابراین هرگز این احساس را نداشتم که یک کار نوشتاری جایگاه یک کار پیکرتراشی را داشته باشد. »
دیدار به پایان رسید. گفتگو بسیار صمیمانه و بدون تشریفات بود. در ماشینی که ما را به سوی ایستگاه هدایت می‌کرد پنون از شادمانی خود به خاطر تدریس در مدرسه ملی عالی هنرهای زیبا در پاریس می‌گفت و یافته‌هایش در این زمینه به همراه دانشجویان. از ما درباره گالری‌های، نیویورک می‌پرسید. در آخرین لحظات گفت: «بایستی دانست ک آثار من نتیجه مشارکت ایده‌هایی است که به بهترین وجهی فرم را مشخص می‌کند. کار من براساس کنشی منطقی پایه‌ریزی شده، در هر بار من بایستی منطق داخلی شیی را دریابم و اگر آن را یافتم، خودم را به مرحله اجرا می‌اندازم. بدین ترتیب بایستی برای شما از تسلسل و هماهنگی افکارم بگویم اما این‌جا، روی این سکوی ایستگاه به نظرم مشکل می‌آید. »
یادداشت:
آثار دیدنی او: ژیوسپه پنون (Giuseppe Penone) 2004. 1968 پاریس مرکز پمپیدو www. centrepompidou. fr و در آخر پنون نمایشگاهی باشکوه در نیویورک نزد ماریان گودمن برگزار کرده که تصاویر آن در www. Mariangoodman. com موجود است.
آثار خواندنی: کاتالوگ نمایشگاه که توسط مرکز پمپیدو انتشار یافته و همچنین نوشته‌های او که توسط مدرسه ملی عالی هنرهای زیبا انتشار یافته.
منبع:
دو هفته‌نامه هنرهای تجسمی تندیس / شماره سی / صص 20 تا 21


فراخوان جشنواره های داخلی
فراخوان جشنواره های خارجی
100 سال مجسمه سازی نوین جهان
جشنواره های بین المللی
مقالاتی پیرامون هنر و زیبایی شناسی
معرفی کتاب
مقاله شناسی
پایان نامه های مجسمه سازی

اخبار انگلیسی
مقالات انگلیسی


درباره ما
تماس با ما
info@iransculpture.ir
IranSculpture@yahoo.com